از خود بیگانگی در فیلم نجات سرباز رایان
پنجشنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۵
0 نظر
304 بازدید

یکی از مهمترین مسایلی که بشر امروز را درگیر خود کرده است،پدیده ایست به نام از خود بیگانگی (alienation)که در علوم مختلف انسانی ازجمله روانشناسی،جامعه شناسی وفلسفه کاربرد دارد ودانشمندان مختلف درباره این بیماری انسان ماشینی بحث وگفتگو کرده اند ازخود بیگانگی می تواند علل مختلفی از جمله:فرهنگی،اجتماعی،سیاسی  و.....داشته باشد.اما در این مقاله سعی شده است که تاثیر رسانه به عنوان جزء جدایی ناپذیرزندگی انسان مدرن ،در از خود بیگانگی وازبین بردن هویت فردی واجتماعی با تاکید بر یکی ازبهترین فیلمهای تاریخ سینما به نام نجات سرباز رایان بحث وبررسی شود.

چگونه می تواند یک فیلم موجب تغییردیدگاه شود؟

با چه سازو کار بصری می توان اخلاق وفرهنگ را مخدوش کرد؟

چرارسانه می تواند باعث ازخود بیگانگی فردی واجتماعی شود؟

اینها بخشی از سوالاتی است که نگارنده مطرح نموده است وچندین وچند باربا نگاه دقیق وموشکافانه به فیلم وتحلیل نما به نماو واکاوی گفتگوها وصحنه ها و...سعی دارد پاسخی مناسب ارائه  دهد .

             در این مقاله ابتدا به صورت اجمالی با مفهوم از خود بیگانگی ورابطه از خودبیگانگی ورسانه،آشنایی باداستان فیلم ونویسنده و کارگردان ودر پایان به بررسی عناصر از خود بیگانگی در فیلم نجات سرباز رایان خواهیم پرداخت.

  این فیلم با نمایی از پرچم آمریکا و موسیقی تاثیر برانگیز آغاز می شود و با همان نما هم پایان می یابد در سکانس ابتدایی نمایی از صلیب ها واحساس رایان پیر که توام با حسرت است وهمدردی اطرافیان و خانواده او که در تصویر پشت سر رایان هستند ،نشان داده می شود و  این  نما نشان دهنده حمایت جامعه و پیروی از افکار اوست.فیلم حول محور سرباز آمریکایی "رایان"می چرخد وبیننده به خاطر حس خوب رایان به او علاقه مند می شود و در واقع بدل سازی از واقعیت صورت می گیرد .

  در27دقیقه ابتدای فیلم صحنه های دلخراش کشته شدن سربازان آمریکایی در هنگام پیاده شدن در ساحل نرماندی فرانسه نمایش داده می شود که آلمانها به روی آنان آتش باز می کنند که در این صحنه ها حس ترحم بیننده را نسبت به سربازان کشته شده آمریکایی بر می انگیزاند.

 در این فیلم سربازان آمریکایی انسانهایی فداکار و بزرگ و معتقد به تعالیم مسیحیت معرفی می شوند و در نماهایی مشاهده می شود که سربازان به حضرت مسیح و صلیب پناه می برند و همواره اعمال وحشیانه و کشتار را از سمت سربازان آلمانی می بینیم .

 در نجات سرباز رایان 2 بار در اوایل و آخر فیلم در قالب نریشن  و گفتار نامه آبراهام لینکلن رئیس جمهور آمریکا  در مدح سربازان آمریکایی قرائت می شود و عمل سربازان آمریکایی با نام " فداکاری در محراب آزادی " قلمداد می شود .

در نماهایی از فیلم حس اعتماد خانواده های بی پناه درجنگ به سربازان آمریکایی و احساس ترحم سربازان نسبت به مردم بویژه کودکان را مشاهده می کنیم تا آنجا که سرباز آمریکایی بخاطر حفظ جان دختر بچه ای مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و  جالب اینجاست در این صحنه غم انگیز آخرین دیالوگ سرباز اینگونه گفته   می شود : (( پروردگارا ، من جز تو کسی رو ندارم . نذار پیش تو شرمنده بشم و دشمنان پیروز ))

          در جای جای فیلم به مخاطب القاء می شود که کارسربازان آمریکایی بسیار انسانی و منطقی است . سروان میلر فرمانده گروه اعزامی برای پیدا کردن رایان ، در دقیقه 66 فیلم  در گفتگو با گروهبان و سربازانش بیان می کند که : (( میدونی وقتی یکی از افرادت تو جنگ کشته می شن ، پیش خودت می گی یک پیشامده ولی در عوض این پیشامد باعث میشه جون 2 یا 3 یا 10 نفر دیگه نجات پیدا کنه ، شایدم 100 نفر دیگه ... و اینطوریه که آدم انتخاباشو منطقی انجام می ده ، انتخاب بین ماموریت و جون افراد .))

        افکار سربازان آمریکایی در مورد جنگ هم خاص و متفاوت هست و مخاطب را ترغیب به جنگ می کند بعنوان نمونه سرجوخه رو به سروان میلر در مورد جنگ اینطور می گه : (( جنگ حس آدمها رو پرورش می ده ، اراده آدم رو به کار می اندازه ، وضعیت فیزیکی آدم رو بهبود می بخشه ، آدمها رو به سرعت به هم نزدیک می کنه و درست در این لحظات حیاتی که آدما همدیگه رومحک می زنن . ))

     سربازان آمریکایی در طول فیلم از خداوند استمداد و طلب کمک می کنن . در دقیقه 68 فیلم یکی از سربازان رو به دیگر افراد میگوید : (( اگه خدا با ما باشه ، اون لعنتیا هیچ کاری نمی تونن بکنن ، اگه خدا با ما باشه چه کسی دشمن ماست ؟))

اسپیلبرگ با هنرمندی خاص ذهن بیننده را درگیر فضای عاطفی بین سربازان و خانواده هاشون می کند و ما لحظاتی وارد زندگی شخصی آنان می شویم و با آنان همذات پنداری می کنیم .

         در این فیلم در برخورد با اسیر نازی برخورد انسان دوستانه و قانون مدارانه می بینیم چنانچه در دیالوگ یکی از سربازان هم این مساله عنوان می شود . (( تیر اندازی به یک اسیر برخلاف قوانین جنگه ))و جالب تر آنکه حتی اسیر آلمانی میگه : (( من از آمریکا خوشم اومد))

       اوج قهرمان پروری فیلم برخورد رایان است که مخاطب را همراه خود می کند و ناخودآگاه تماشاگر رایان و برادران و مادرش رابخاطر وطن دوستی و وطن پرستی تحسین می کند . رایان در برابر سروان میلر اینگونه پاسخ می دهد : (( چرا فقط من استحقاق دارم ، برم خونم ولی اینا نداران . بخاطر اینکه اینام ( روبه سربازان دیگر ) سخت جنگیدن . به مادرم بگید وقتی منو پیدا کردین همراه تعدادی از برادارام بودم که باقی موندن و به هیچ قیمتی حاضر نیستم تنها شون بذارم . فکر می کنم مادرم اینو درک می کنه .

          در صحنه های پایانی فیلم که اوج مظلومیت سربازان آمریکایی را در نبردهای تن به تن و قتل عام عمومی نشان می دهد ، بیننده خواه ناخواه سربازان آمریکایی را اسطوره می پندارد ، نامه لینکلن (رئیس جمهور آمریکا ) و ژنرال مارشال ( فرمانده کل ارتش ) خطاب به مادر رایان اینگونه خوانده می شود : (( جیمز وظیفه خود را با شجاعت و از خود گذشتگی بسیار به انجام رسانده است ، حتی پس از شنیدن آلامی که درجنگ بر خانواده شما حادث شده است ، جنگی که برای خلاصی دنیا از شر دیکتاتوری و ظلم و جور بوده ... از خدا می خواهم غرور مطلق به شما عطاء کند که در محراب آزادی فقط زیبنده شماست ))   در این گفتار چند مورد کاملا مشهود است . اولا اینکه جیمز همانند سایر مردم به وظیفه خویش عمل کرده و همه مردم چنین وظیفه ای دارند . ثانیا نوع حکومت برجامعه ی آمریکا را بر مبنای تعالیم انسانی و دموکراتیک می داند و آمریکا را منجی عدالت جهانی می داند که برای رهایی از شردیکتاتوری مبارزه می کنند . ثالثا حس غرور کاذب به خانوده های سربازان آمریکایی القاء می کند و میدان جنگ آمریکا را محراب آزادی می خواند .

جمع بندی و نتیجه گیری :

       رابرت رودات ( نویسنده ) و استیون اسپیلبرگ (کارگردان ) به خوبی و با کمک از عناصر بصری و صوتی توانستند که مخاطب فیلم را همراه با سیاست های جنگ طلبانه جامعه آمریکا کنند .تا کنون فیلم های بسیاری در ارتباط با جنگ جهانی دوم ساخته شده است اما آنچه نجات سرباز رایان را از دیگر آثار متمایز می کند نگاه و تصویری خاص به جنگ و حس وطن دوستی و وطن پرستی است .

         در واقع این فیلم با بدل سازی رسانه ای مخاطبان را از مشکلات مربوط به جنگ و ویرانی های آن دور می کندو آنان را در تشخیص آلام و دردهای اجتماعی ناشی از جنگ  ناتوان می سازد .

        حتی در بخش هایی از نجات سرباز رایان مرزها و موقعیت جغرافیایی را در هم می شکند و آمریکا را منجی جامعه جهانی معرفی می کند .

           مخاطب با دیدن این اثر خواه ناخواه دچار از خود بیگانگی فردی و اجتماعی می شود و عملکرد سربازان آمریکایی را که با حس نوعدوستی ، اعتقاد به تعالیم الهی ، فداکاری و شجاعت آمیخته است را می ستاید .

        نویسنده از همان ابتدا بر مخاطب تاثیر می گذارد و داستان به گونه ای طراحی می شود که در همان کنش اولیه که مساله کشته شدن 3 پسررا به مادر اعلام می کنند ،  تماشاگر واکنش نشان می دهد و برای لحظه ای حس ترحم و همذات پنداری با مادر رایان  پیدا می کند .

        فیلم با درگیری فضای عاطفی و خانوادگی و حوادث پیش بینی شده به مرور بیننده را خلع سلاح می کند و  حتی تا جایی پیش می رود که ما متوجه می شویم فرمانده سربازان آمریکایی یعنی سروان میلر  یک معلم انشاء زبان انگلیسی است .

           اسپیلبرگ  که اسکار کارگردانی را یرای این فیلم از آن خود کرد ، تاثیرگذاری بر مخاطب را مهم تر از هرچیز دیگری می داند و به همین دلیل حاضر است از قواعد داستان پردازی ، تکنیک متعارف و قرار دادهای پذیرفته شده صرف نظر کند تا مخاطبش را مرعوب کند .

            بهر حال بنا به نظر بسیاری از منتقدان و آمار فروش و تماشای فیلم ، نجات سرباز ریان  توانسته نقش موثری در شکل گیری تصویری خاص از جنگ در اذهان ملت آمریکا و گوشه وکنار جهان در آستانه هزاره سوم داشته باشد .

 

منابع و مآخذ

-دریابندری ، نجف (1368)، درد بی خویشتنی ، پرواز، تهران

-رودات ،رابرت (1380)، فیلمنامه نجات سرباز رایان ، ترجمه رحیم قاسمیان ، نشر ساقی ، تهران

-نعیمی ، مهرداد ، نقد فیلم نجات سرباز رایان ، اینترنت

حامد توکل مدرس دانشگاه وکارشناس ارشد تهیه و تولید سیما – تهیه کننده صداوسیما

سایت خبری تحلیلی
نسل جدید رسانه جوانان ایرانی
تنها صدای حرفه ای می ماند
صدای رسانه ملی
صدای بهترینها
صدای رسانه
شبکه خبری صدای رسانه
نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر