تفاوت بي اعتمادي و بيماري بدبيني
دوشنبه ۰۷ دى ۱۳۹۴
0 نظر
633 بازدید

عوامل اجتماعي که به نوعي زمينه ساز بدبيني در افراد مي شوند مي توانند از خانواده يا گروه هاي اجتماعي بزرگ تر يا هر دو، منشأ بگيرند.

به گزارش شبکه خبری صدای رسانه؛ افراد منفي نگر فاجعه ها و باخت هاي بزرگي را در زندگي گذشته شان پشت سر گذاشته اند و با غم بسيار کمبودها و شکست هاي شغلي، تحصيلي و خانوادگي را تجربه کرده اند، اين تجربيات باعث شده آن ها متقاعد شوند که شکست خوردگان دائمي هستند.

علل اجتماعي که به نوعي زمينه ساز بدبيني در افراد مي شوند مي توانند از خانواده يا گروه هاي اجتماعي بزرگ تر يا هر دو، منشأ بگيرند، خانواده به عنوان اولين الگوي افراد مي تواند سهم بزرگي در نوع نگرش به زندگي ايفا کند؛ طبيعي است چنانچه خانواده الگويي از منفي نگري را در مورد مسائل مختلف به فرزند خود ارائه کند، فرزند نيز در آينده با چنين الگويي به مسائل نگاه خواهد کرد.

اجتماع بزرگ تر، يعني جامعه نيز نقش مهمي در بدبيني افراد دارد. اجتماعي که ارتباط افراد آن با يکديگر بر اساس بي اعتمادي و سوء ظن پايه گذاري شده باشد، در ميان اعضاي خود بدبيني را رواج مي دهد؛ اين گونه ترويج بدبيني و بي اعتمادي به طور غيرمستقيم واز طريق ارائه ي الگوهاي رفتاري صورت مي گيرد.

البته اگر بدبيني بر اثر مناسبات نادرست اجتماعي يا تجربه هاي فردي اشخاص ايجاد شده باشد، بيماري محسوب نمي شود، به عبارت ديگر فردي را که در نتيجه ي نظام هاي نامناسب اجتماعي و خانوادگي نگاهي منفي به امور پيدا کرده نمي توان بيمار ناميد، چنين فردي نسبت به دنيا و جامعه نگرش منفي پيدا کرده و بي اعتماد شده است.

افراد ممکن است بر اثر تجارب شخصي و اجتماعي نسبت به بعضي مسائل بي اعتماد شوند، اما اين بي اعتمادي فقط در مورد يک موضوع به خصوص است و فرد آن را به تمام موارد مشابه تعميم نمي دهد. اين بي اعتمادي ها معمولاً موقتي هستند و بعد از مدتي از بين مي روند.

کسي که بدبيني بيمارگونه دارد حتي اگر تجربه ي شخصي نداشته باشد بر اساس استدلال و برداشت هاي خود بي جهت نسبت به يک موضوع يا يک فرد بي اعتماد و بدبين مي شود.

گاهي ممکن است اين افراد تجربه ي شخصي داشته باشند، يعني مثلاً فرد ببيند که پسرش از جيب او پول برداشته، اما اگر پسر هزار بار هم از او عذر خواهي کند و توضيح بدهد وديگر هم کارش را تکرار نکند، ديگر اعتماد پدر بر نمي گردد و حتي ممکن است او اين موضوع را به فرزندان ديگرش هم تعميم بدهد و آن ها را هم به دزدي متهم کند.

چنين افرادي با هيچ منطق و استدلالي قانع نمي شوند که اشتباه مي کنند و اگر بر حسب اتفاق چيزي هم مشاهده کنند که حرف شان را تأييد کند، يعني مثلاً براي بار دوم ببينند که کسي پول شان را برداشته، ديگر به هيچ وجه ازحرف خود بر نمي گردند، در عقيده ي خود راسخ تر مي شوند و قضاوت شان نسبت به آن فرد کاملاً تثبيت مي شود.

اگرچه در برخي موارد عوامل محيطي موجب تشديد علائم و شرايط يک بيماري مي شوند، اما اين عوامل قادر نيستند باعث بروز بيماري شوند يا علت اصلي بيماري تلقي گردند. لذا عوامل محيطي در هر بيماري روان پزشکي نقشي جانبي دارند و بدبيني به عنوان يک بيماري از اين قانون مستثنا نيست.

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر