حالا داربست ها قد کشيده اند ...
دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۴
0 نظر
476 بازدید

حالا داربست ها قد کشيده اند و  کوچه و خيابان هاي شهر را زنده کرده اند ، نوشته هاي روي ديوارها و صداي نوحه داخل خودروها و خانه هايي که در کوچه و خيابان سياه پوش شده اند همه نشانه هاي خوبي است براي برداشتن قدمي که در مسير روشني پيموده شود . سال هاست اين رسم پيمودن  راه در روشنايي ، رسم مردماني از سرزمينم شده که از ظلم  بيزارند و دلبسته به عدالت و دادخواهي .با اين وجود محرم که مي شود گوشه ذهنم هميشه مشغول و درگير اين موضوع  است که چگونه مي شود که چنين همايش بزرگ و نمايش(کسر به شين ) ستيز با ظلم و پليدي  و سياهي ها به خوبي و درکمال آرامش  برپا شود اما کمترين تاثيرآنرا در جامعه  ببينيم . درست مثل شيون و گريه هايي که در غم از دست دادن عزيزمان  بلند مي کنيم و بعد ازگذشت چند روز هيچ يادمان نمي آيد که اصلا عزيزي داشته ايم .يادمان مي رود بالکل که مرگي هم هست. به گفته مرحوم شريعتي اين سوگ حسين سوگي در هميشه تاريخ است و مگر مي شود فراموشش کرد .پس اين ماييم که فراموشي را بهانه اي مي کنيم براي ترک فريضه . اين روزها همه سوگواريم .غم و اندوه  کسي که انسانيت را در فراغش به سوگ نشاند . کسي که اصل مهاجرت و سفرش به کانون بدي هاي اشقيا با انگيزه زنده نگهداشتن دين جدش بود . امر به معروفي که هزينه اش تمام هستي و زندگي اش بود و او به خوبي اين تقدير را مي دانست اما نتيجه براي او مهمتر از جانش بود ، نه تنها جان خويش بلکه جان تمام خانواده اش ، از کودک خردسال و فرزندانش گرفته تا بهترين سربازانش که به گواه حتي دشمنان ، بهترين ها در دوره خويش که نه ، درتمام دوران ها بوده اند . وحالابا گذشت بيش از 1376 سال از اين قيام خونين اين ماييم که به سوگ مي نشينيم ، اما نه در سوگ امام بلکه در سوگ خودمان ، سوگي که براي کمرنگي تقوا، کم سويي مهرباني و کم توجهي به انديشه هاي آن امام همام، سياهمان مي کند. سياهي هايي که نمونه هاي آنرا در سطح جامعه اکنون کم و بيش هرکداممان به شکلي شاهديم . سياهي هايي که  امروز جامعه را به نفس نفس انداخته و  تنفس  مصنوعي  را ضروري کرده است .از بي ادبي درگفتار گرفته تا ريختن زباله درمسير ديگران . شايد نفس هاي جامعه امروز با احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکري که از اهداف مهم حسين ( ع) بود دوباره احيا شود . فريضه اي که از آغاز با اقداماتي نسنجيده و بي برنامه در چرخه اي غير طبيعي افتاد تا شايد امروز به سختي بتوان از آن سخن گفت .فريضه اي که مي تواند مسير حرکت يک جامعه را در تلاطم هجوم  امواج  شيطنت هاي فرهنگي غربي که سفيدي هاي ما را برنمي تابند، روشن کند . اکنون بايد خودمان انتخاب کنيم که در سوگ اين روشنايي تاريخ بگرييم و بر سر و سينه بزنيم يا از روشني اش بهرمند شويم و راه را پيدا  کنيم. راهي که يک يک ستاره هاي آسمان کربلا در تلالو وجود خورشيد عالم تابي چون حسين ( ع) برايمان ترسيم کرده اند .  راهي که مي توان با اين ستاره ها پيدا کرد. راهي که هرچند با بار سنگينمان مسيرش سخت و سخت تر مي شود اما مي توان پيمودش . مي توان گامي برداشت و امواجي از آن منبع نور را منعکس کرد. امواجي که هم ما را از سياهي ها دور مي کند هم جامعه را درمسير طبيعي خويش رهنمون . مهرباني ، همسايه داري ، دستگيري از يتيم و دهها سپيدي ديگر که مي توان انها را از تلالو نور وجود پربرکت حسين (ع) و کربلا دراين ايام گرفت و  کشتي را سالم به ساحل رساند .که ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه . فقط کمي توجه و کمي تمرين لازم است تا لذت خوب بودن را بچشيم ،  پس حالا که ما را نوح است کشتي بان  چه غم ، پس  ياعلي ...

محمد صابري – محرم 1394 تهران.

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر