سياست خارجي ایالات متحده و سينما
شنبه ۲۶ دى ۱۳۹۴
1 نظر
827 بازدید

اين نوشتار بر آن است نشان می دهد چگونه آمريکا با بکارگيري هنر سينما سعي در جهان شمول کردن ارزشهاي آمريکايي، قهرمان سازي و توجيه نظامي گری خود  در سراسر دنيا دارد  تا از اين طريق اهداف سياست خارجي خود را دنبال و محقق سازد.سينما ابزار حساسي است که مي تواند کاربردهاي متعدد و حتي متعارضي داشته باشد؛ مي تواند به مثابه يک سلاح درخدمت منازعه و جنگ عمل کند و هم مي تواند به ابزاري براي کمک به حل منازعات، استقرار و تحکيم صلح تبديل شود.  شمشيري که سينما ناميده مي شود؛ مي تواند کليشه ها را بشکند و راه حل هاي بي بديلي غير از منازعه و جنگ فرا روي طرفهاي در گير قرار دهد. همزمان با آغاز هزاره سوم و پس از حادثه یازده سپتامبر و حمله برجهاي دو قلو تجارت جهان، نماد اقتدار اقتصادي و سازمان دفاع واشنگتن. نماد اقتدار سياسي و نظامي امپراطوري جدید ، رسانه هاي آمريکايي بارها از واژه هاي اسلام و ترويست استفاده کردند.

پس ازحمله به نمادهاي قدرت آمريکا ،رسانه هاي اين کشور با چاپ و پخش تصاوير غير متعارف گروه طالبان و القاعده برهبري اسامه بن لادن. نخستين پندارهاي مقدماتي را در اذهان مردم  شکل دادند. تبليغات رسانه اي به سمتي جهت گيري شده بودکه تنها يک چيزميتوانست نفرت عمومي برخاسته از اين حادثه را تسکين دهد:

انتقام ؛ واژه اي که بارها توسط رسانه هاي متعدد آمريکايي تکرار شد.يازده سپتامبر سر لوحه تحرکات نرم رسانه اي و سخت آمريکا بود. بر اين اساس گام هايي به سوي جنگ تبليغاتي تمام عيار عليه کشورهايي که بنا بر ادعاي آمريکا مأمن تروريست ها و محور شرارت بودن برداشته شد. در اين فضا ، جنگ در دو عرصه رخ داد:

ميدان جنگ: افغانستان: به عنوان مأمن تروريست ها، نخستين قرباني هر دو عرصه عمليات رواني و عمليات نظامي شد.  عراق: به عنوان توليد کنندۀ سلاحهاي کشتار جمعي هم ماجرايي جز اين نداشت.

 بطور کلی ايالات متحده براساس وجود يک ديگر و غيريت سازي دشمن، سياستهاي خود را تعريف مي کند و به عبارتي آمريکاي بدون دشمن زنده نيست. در نتيجه اصلي ترين ضرورت امنيت ملي آمريکا تقابل گرايي خواهد بود. از این روی حادثه يازده سپتامبر ، تروريسم را به مرکز ثقل سياست خارجي آمريکا تبديل کرد و به نوعي هويت ساز سياست خارجي آمريکا شد. يکي از اثرات حملات 11سپتامبر بر محيط   بين المللي ، وارد کردن گفتمان هويت و امنيتي شدن آن در سراسر جهان است.  از آنجائیکه بازيگران مطرح نظام بين الملل  سعي مي کنند هويت داخلي خود را جهاني جلوه دهند  و مولفه هاي آن را اساس و پايه گذار نظمي کنند که براي کنترل هرج و مرج جامعه بين الملل ضروري است. از ابتداي دهه 1990 همزمان با فروپاشي شوروي و پايان جنگ سرد، محور دشمني ايالات متحده با رقيب سرسخت ايدئولوژيک آن (شوروي سابق ) جاي خود را به دشمن ايدئولوژيک و سياسي ديگري به نام اسلام داد. سياست فرهنگي آمريکا، نوک پيکان هدف خود را پس از جنگ سرد مبتني بر دو بار فرهنگي و مذهبي  به سمت مقابله با بازيگراني که به زغم اين کشور ، محور شرارت خوانده مي شوند، نشانه رفت . براین اساس ابزار  هژموني فرهنگي آمريکا ، بخشی از سينماي هاليوود خواهد بود .

سينما ابزار حساسي است و مي تواند کاربردهاي متعدد و حتي متعارضي داشته باشد؛ به مثابه يک سلاح در خدمت منازعه و جنگ عمل کند ، هم مي تواند   به ابزاري براي کمک به حل منازعات، استقرار و تحکيم صلح تبديل شود.

 شمشيري که سينما ناميده مي شود؛ مي تواند کليشه ها را بشکند و راه حل هاي بي بديلي   غير از منازعه و جنگ فرا روي طرف هاي در گير قرار دهد.

آري ! امروزه بخشی از سینما در جهان کنونی از هر زمان ديگري توجيه گر اعمال ضد بشري دولت هاي بزرگ و ديکتاتورهاي نظامي شده است. حملات یازده سپتامبر و جنگ عراق ،  به خلق مجدد تصاويري از مسلمانان به عنوان تروريست منتهي شد که به نوبه خود توجيهي براي جنگ نامشروع آمريکا در عراق باشد. زيرا آمريکا با بکارگيري هنر سينما درغيريت سازي و برجسته نمودن عناصر تهديد آميز گفتمان رقيب ، زمينه هاي تحقق اهداف سياست خارجي خود را فراهم مي آورد. 

سينما جديدترين شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه يکي از عمومي‌ترين و محبوب‌ترين توليدات سرگرمي و هنري را ارايه مي‌کند. سينما در اصل واژه اي است يوناني به معناي حرکت ، اما در اصطلاح ، سينما ، هنر و فني است که به کمک يک سري تصاوير متحرک ، پيامي را به مخاطب خود که همان تماشا گر است منتقل مي کند. سينما را به عنوان  هفتمين هنر مي شناسند .

 شش هنر ديگر عبارتند از : تئاتر ، نقاشي ، مجسمه سازي ، معماري ، موسيقي و رقص . در اين ميان سينما تنها هنري است که نه تنها شش هنر ديگر را به خدمت گرفته بلکه به     گونه اي توانسته آنها را اعتلا نيز ببخشد. سينما ، اين وسيله سمعي و بصري جذاب ، بزرگترين کارکردش در خلق رويا ، خلق ماجرا ، خلق شخصيت هاي دوست داشتني ، نفرت انگيز ، ترحم بر انگيز ودر نهايت ايجاد احساسات عميق انساني از عشق و محبت گرفته تا ترس و نفرت است.

اکنون سينما يک وسيله ساده سرگرمي ساز نيست ، سينما پا را بسيار فراتر گذاشته و تجربه نشان داده ، ناديده گرفتن آن امري غير عاقلانه است ، چه از سوي تماشاگران معمولي و چه از سوي سياست گذاران اجتماعي ، فرهنگي و سياسي جوامع مختلف.

نقطه تمرکز در این نوشتار چگونگي توجيه و اقدامات سياست مداران کاخ سفيد  در جهت تاثير بر افکار عمومي در عرصه بين المللي و غيريت سازي پس از حملات یازده  سپتامبر با استفاده از ابزار سينما در جنگ ها است.

ادامه دارد ........

((پایان قسمت اول))

ابوالفضل مهرابي پور

کارشناس ارشد روابط بین الملل

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر
 
بهنام محمدی
۱۳۹۴/۱۰/۲۸ ۰۵:۴۱
بسیار عالیی و خوب بود . موفق باشید